نوروز 93 ، نو روزی متفاوت برای ما ،
توی قصه ها تعریف می کنند «ننه سرما» که شیفته و دلداده پیرمردی به نام «عمو نوروز» است ، هر سال پس از سیاه زمستون، نزدیک آمدن بهار به روفت و روب خانه میپردازد و منتظر آمدن «عمو نوروز» مینشیند، اما از شدت خستگی خوابش میبرد و عمو نوروز از آنجا میگذرد و موفق به دیدنش نمیشود و مجبور می شه تا سال دیگر به انتظار آمدن دوباره او بنشیند.
نوروز امسال ننه سرما قصه زندگی ما تونست عمو نوروز را به سفره هفت سینی چهار نفره مهمون کنه ...
لحظه تحویل سال 93 حس و حال دیگری داشت برای ما ، دستهایمان گره خورده در دستانی کوچک و مهربان، دعا کردیم که عیدی امسال و هر سالمان را خداوندگار بزرگ ، سلامتی و شادی چهار نفره قرار دهد ، آمین،
وقتی سال تحویل شد و صدای زمزمه دعای مقلب القلوب همه جا را پر کرد ، بوسیدن روی دختر های زیبایمان یادآور دوباره و دوباره نعمت سرشار الهی است که در سال کهنه به ما ارزانی شده بود .
سالی که هیچ وجه خاطراتش برای ما کهنه نمی شود .
ثانیه به ثانیه اش را نفس عشق کشیدیم .
.gif)
فسقلی ها اولین عیدتان مبارک !

جوجوک ها سر سه سفره هفت سین نشستند ...
هفت سین خودمون !

هفت سین خونه مامان جون !

هفت سین خونه مامی !


اینم سفر نوروزی دخترها به شمال ...



به خاطر سرما هوا و بارندگی توی سفر دخترها بیشتر توی ویلا بودن ،

جوجوک ها اولین عید دیدنی ها رو هم با عیدی های فراوان تجربه کردن و کلی وضعشون خوب بود .
خدا حفظتون کنه ...


نوروز 93 ، نو روزی متفاوت برای ما ، 





بهاره و اشکان